محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

69

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

پس و پيش واقع است و اين بهر آن است كه تا مفصل و رگ كه در هر دو جانب او واقع است مزاحمت نرساند . پوشيده نماند كه به عجز دو پارهء استخوان پيوسته است : يكى از سوى راست و يكى از جانب چپ و هر دو عظم بزرگ حجم‌اند و نام خاصه ندارند ليكن از آنكه در استخوانهاى مذكور چهار جهت متحقق است هر جهت را به نامى خوانده‌اند ، چنانچه آن را كه به جانب وحشى است عظم الخاصره گويند و حرقفه نامند ، يعنى استخوان تهيگاه حرقفه به حاى مهمله و راى مهمله و قاف و فا و ها است . و آن را كه اسفل انسى است حق الفخذ نامند ، يعنى حقهء ران و اين مغاكى است بزرگ كه استخوان ران و ران مركوز است . و آن را كه جانب قدم است عظم العانه گويند ، يعنى استخوان زهار و هر دو عظم در وسط زهار با هم پيوسته‌اند . و زهار موضع رستن موى زير ناف است . و آن را كه به سوى خلف است عظم آلورك گويند ، يعنى استخوان سرين . فائده [ در بيان اهميت اين استخوانها ] استخوانهاى مذكور به مثابهء بنياد است مر همه عظم فوقانى را و حامل و پشتيبان است عظام سفلى را و بالاى اين استخوان اعضاى شريفه ، چون مثانه و رحم و اوعيهء منى مردان و مقعد و قضيب و فرج موضوع است و هر چند هر جهت اين عظم به نامى مسمى است ليكن به عظم العانه مشهور شده تسمية الكل باسم أشهر أجزائه . و أما العُصْعُص فمركب من ثلاثة فقرات اما عصعص مركب است از سه فقره . و بدان كه فقار مذكور غضروفى است و زوائد ندارد و بالا گفته شد كه از هر فقره دو عصب رسته است مگر از فقرهء آخرين عصعص كه يك عصب رسته و او به ضم عين مهمله و سكون صاد مهمله و ضم و يا فتح عين ثانى و سكون صاد ثانى است و با استخوان نشستگاه معروف است . و أما الرجلان فكل واحد منهما مركب من فخذ و ساق و قدم اما پاىها پس هر واحد از آن مركب است از فخذ و ساق و قدم . و الفخذ هو أعظم العظام في البدن و ران بزرگترين استخوان‌هاى بدن است ، زيرا كه حامل است اعضاى ما فوق خود را و ناقل است ماتحت را و هيچ استخوانى در بدن انسان بزرگتر از آن نيست و او ذى تحدب و تقعر است حدبه‌اش جانب وحشى است و قعرش طرف انسى و نفع اين حس اطاعت او است عند جلوس و وقايه بودن بنا بر تحدب مر عضلهء كبار و اعصاب و عروق را و در اسفلش دو زائده است جهت مفصل ركبه كه به نقره و كاواكى استخوان ساق در آمده است و به رباطات قويه مستحكم گشته و بالاى مفصل مذكور استخوانى غضروفى مستدير الشكل ذى تقعير موضوع است و اين عظم را رَضْفَه نامند به فتح راى مهمله و سكون ضاد معجمه و فتح فا مع الهاء و عين الركبه خوانند و نفع اين آن است كه سبب تقعير و كاواكى زوائد مفصل را پوشيده دارد و چون به مفصل مذكور حركات قويه و كثيره واقع مىشود و جهت توثيق او به مثابهء سرپوش باشد و آفات خارجيه از آن باز دارد و مقوى او بود و آن را به پارسى آئينهء زانو گويند هر چند ماتن در صدد بيان آن نشده ليكن چون متضمن فوائد و لايق منصب شرح بود مذكور نموده شد . و الساق مركب من عظمين متلاصقين و ساق مركب است از دو استخوان كه به هم پيوسته‌اند در طول و ساق نيز به طرف وحشى تحدب دارد و به جانب انسى تقعر براى فوائدى كه در تحدب فخذ گفته شد ، يسميان القصبتين الكبرى و الصغرى هر دو استخوان ناميده شده‌اند به قصبه ، يكى را كبرى گويند ، دوم را صغرى كبرى از آن گويند كه وى درازتر از دومى است و فى الحقيقة ساق همين است و طرف انسى است و با فخذ پيوسته است به خلاف صغرى كه خردتر و كوتاه‌تر از كبرى است و با فخذ ملاقى نشده است ليكن